چیزی که مدت هاست توجه منو جلب کرده و البته هر دفعه که میام در موردش صحبت کنم موضوع جدیدی پیش میاد و یادم میره. این روزها و البته در سال های اخیر به وضوح سیاست های ما رنگ گرایش به شرق گرفته. در واقع ما در بسیاری از زمینه ها داریم به سمت شرق حرکت می کنیم. من وارد مقوله های تخصصی نمیشم که نه سوادم در اون حده و نه تمایلی به صحبت در اون زمینه ها دارم. از جمله موارد گرایش به شرق پخش فیلم های متعدد هندی،چینی،کرهای،ژاپنی و خاورمیانه ای(ترکی و ترکمنی و آذری و عربی) از صدا و سیماست. کشورهایی که در زمینه فیلم سازی بسیار عقب مونده هستن. و به جز چند فیلم مطرح معدود(ژاپنی و کرهای) حرف خاصی در این مورد ندارن که واسمون بزنن. این حرکت صدا و سیما و جانبداری از سیاست تمایل به شرق کاملا اشتباهه. چون حداقل به فرهنگ سینمایی و درک عمومی سینمایی ما لطمه وارد می کنه.البته من نمی خوام بگم کشورهایی که اسم بردم از ما عقبن یا فرهنگ ندارن.نه. این کشورها در بسیاری از زمینه ها از ما جلوترن. اما پخش محصولات سینمایی اون کشورها لطمه زیادی به ما خواهد زد. حداقل باید تعادلی بین پخش فیلم های غربی و شرقی باشه. نه این که در یک زمان مشخص 2 یا 3 کانال تلویزیونی یک کشور،فیلم هایی یک جور و شبیه به هم پخش کنه. خلاصه علی رغم تمایل بعضی از دوستان باید بگم که من از سریال هایی مثل یانگوم، امپراطور دریا و خشکی و هوا و فیلم های مزخرف هندی و چینی و ژاپنی متنفرم.شرمنده که به صراحت صحبت کردم!
پ.ن)6-7(:خیلی سعی کردم که در این پست وارد مقوله نگاه به شرق از دیدگاه سیاسی نشم. از دوستان هم خواهش دارم که در این مورد صحبت نکنن. من دوست ندارم که بحث های سیاسی کنم!!!! نظرهای سیاسی ندید که تایید نمیشه!
پ.ن)5-7(: روزهای فرد حول و حوش ساعت 21:30 تا 22 من و داداش کوچیکم در یکی ازخیابون های نزدیک خونمون می دویم. تا مرکز شهر تقریبا 15 دقیقه هست که ما میریم به پارک دهکده ی طلایی در کنار رود هراز و بعدش بر می گردیم. هدفمون هم از دویدن اینه که دوست داریم بیشتر زنده بمونیم!! شما هم اگه دوست داشتین بیاین! ضمنا روزهای زوج هم تو خونه ورزش می کنیم! این کارا در راستای متمدن سازی زندگی خودمونه!!
پ.ن)4-7(: هراز رودخونه ای بسیار زیباست که همه سال آب داره. هراز ما این روزها رنجوره. در واقع ما این جا برای اراضی کشاورزیمون تقسیم بندی آب داریم. دوستان عزیزمون در تهران آب کمتر مصرف کنن تا یه کم آب به ما برسه و سر زمین های کشاورزی خین ریزی نشه ایشالله!! لااقل یه کم از بودجه شهرتون به ما بدین که روی آب های اضافی ای که لازمشون ندارین(!) سد بسازیم!!
پ.ن)3-7(: می دونی بعد اینکه دویدم و اومدم خونه و دوش گرفتم و هندونه زدم تو رگ چی کار می کنم؟ خاطرات روزهای بودنت رو مرور می کنم. به وجود خدا اعتقاد داری؟ اگر داری به همون خدا قسمت میدم که به سادگیم نخندی...
پ.ن)2-7(:تلویزیون میگه مسیرهای منتهی به شمال از تهران پرترافیکه. آهای بچه تهرون عجله نکن. تو شمال جا فراوون هست. ضمنا پوست موز رو هم از پنجره ماشینت ننداز تو خیابون. این جا تهران نیست!!!(شوخی)
پ.ن)1-7(: پدر را در آغوش گرفتم و بوسیدم. رابطه بین من و پدر همیشه در پرده بوده. معمولا کم حرف می زنیم و واسطه مان همیشه مادر است. پدر ترجیح می دهد بیشتر نظارت دورادور داشته باشد. امشب پدر به حرف آمد. گفت مسعود،سفارشی دارم که هیچ وقت فراموش نکن. گفتم بفرمایین چشم.گفت نمازت رو فراموش نکن که سفارش حاج آقا(پدربزرگ) هست. نگاهمان با نگاه پدر تلاقی پیدا کرد. هیچ وقت چشمانش رو این چنین ندیده بودم.گفتم چشم پدر...
پ.ن)7(: همیشه پای یک زن در میان است...شاید هم بیش از یک زن!



